....
سلام عزیزای دلم یه سلام بعد از غیبتی سالیانه...
تو این مدت افسرده و داغون بودم. آخه بچمو از دست دادم 
دلم پردرد و غم شده .الانم اومدذم به یاد گذشته یه حال و احوالی بپرسم ازت
ون.
ایشالله شما سالم و دلشاد باشید. کافر غم از دست دادن جیگر گوشه نبینه به حق علی.
خیلی داغونم با حال مریضم طاقت داغ نداشتم اما تقدیر بر این بود.
خدا داره صبرمو امتحان میکنه. شکرش خیلی مخلصشم دیگه ناشکری نمیکنم.
هر کی یه سرنوشتی داره سرنوشت منم چنین بود.
واما سلام به امیر گل جیگر خطتو واگذار کردی؟چندین بار تماس گرفتم یه آقای بد اخلاق دعوام کرد.
امیرجان دلم برات تنگ شده. یه ٢ سالی میشه که ندیدمت یادش بخیر اومدی خونم. آخی چه زود گذشت. داداشی برام دعا کن که خیلی داغونم.
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸۸/٩/٩ ساعت ۱۱:٥٠ ق.ظ | لینک ثابت
دلم گرفته از اینکه مدت در کنارت بودم و نفهمیدم چه گنجی
هستی برای من تنها...
عباس منو ببخش که زندگی با تو رو درک نکردم...
تا حالا انقدر بهت نزدیک نبودم...الان که دارم به یاد میارم میبینم تو چقدر دل بزرگی
داری که باز دوستم داری...
دیشب وقتی اشکامو پاک میکردی و میگفتی دوسم داری از خودم خجالت میکشیدم...
از اون همه ازاری که به تو دادم....
عزیزم ببخش منو......
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۱٠/٦ ساعت ۳:٠٤ ق.ظ | لینک ثابت
دارم از غصه میپوسم
چقد این روزا بده
کمک.....
کمک........
کمک............
خدایا من غلط کردم....
به دادم برس .
یا امام زمان
این درد اونی نباشه که
بچه هایی که این پست منو خوندید خواهش میکنم دعا کنید
الهم صل علی محمد و ال محمد

نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۸/٢٩ ساعت ۳:۱۸ ق.ظ | لینک ثابت
انقدر امشب دلم شاده که خدا میدونه!
دیگه ناراحت نیستم.با اینکه این روزا خیلی درد میکشم
با اینکه میدونم چمه!
دلم نمیخواد کسی ناراحت باشه.میخوام همه خوشحال باشن.
امشب یه دوستی میگفت:مگه قرار نبود یه عکس از خودت حالا که
حالت بهترشده بگیری و برام بفرستی.
اما دوست من نمیدونه که من....................
دوباره آزمایش دادم امروز جوابشو گرفتم....
جوابش(-)بود خوشحالم.
دوست دارم این روزا کنار خانواده باشم اما کدوم خانواده............
![]()
چه تاجی زدی بر سرم زندگی
به غیر از مصیبت به جز بندگی
یه روزم اگه دل به شادی گذشت
چه شادی که با نامرادی گذشت
ندیدم بهاری...محبت زیاری
دلم غرق خون شد
عجب روزگاری
عجب روزگاری...........
نه یک خنده بر لب نه آسودن از تب
نه چشمم به در ماند...نه دل برده یک شب...
ندیدم بهاری...محبت ز یاری
دلم غرق خون شد
عجب روزگاری
عجب روزگاری.......
ای زندگی دلگیرم از تو
غمهات منو دیوونه کرده
هرچی غم و درده تو دنیا
یک جا تو قلبم لونه کرده..............
دیدی که هیچکی پناهم نبود
هیچ وقت کسی چشم به راهم نبود..
حتی کسی با دل خسته ام
در زندگی تکیه گاهم نبود...
ندیدم بهاری......محبت زیاری.........دلم غرق خون شد.....
عجب روزگاری
عجب روزگاری

نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۸/٢۳ ساعت ٢:٠٥ ق.ظ | لینک ثابت



نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۸/۱٩ ساعت ۱۱:٤٥ ب.ظ | لینک ثابت




سلام به دوس جونای خودم
مرسی که اومدید تولد آجی جونم




فاطیما خواهر خوشگلم تولدت مبارک
ایشالله همیشه سالم و خوشبخت باشی....

تولدت مبارک ....تولدت مبارک



فاطیما تولدت مبارک


نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۸/۱۸ ساعت ۱:٠٩ ق.ظ | لینک ثابت
امشب این شعرو شنیدم خیلی خوشم اومد.... ************************* هرکه درین بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند....
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۸/۱٦ ساعت ۱٠:٤٧ ب.ظ | لینک ثابت
خودایا خسته ام...... تنها پناهم باش ....................... از زندگی ـ از این همه تکرار ـ خسته ام از های و هوی کوچه و بازار ، خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار ، خسته ام دل خسته ، سوی خانه ، تن خسته می کشم اوخ ... کزین حصار دل آزار ، خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار ، خسته ام از او که گفت:«یار تو هستم»،... ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار ، خسته ام تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید از حال من مپرس ، که بسیار ، خسته ام .
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۸/۱٦ ساعت ٢:٥۸ ق.ظ | لینک ثابت
معصومانه تو معصومانه در قلبم نشستی به عشقم دیده بر بیگانه بستی وفا کردی وفا هرگز ندیدی از این نامهربانی ها شکستی به غربت هم فراموشم نکردی قفس وا مانده از پیشم نرستی چه گویم من که سر تا پا گناهم فدای تو که عاشق پیشه هستی به شکر آن همه خوبی حقیرم مگر جبران کند از غیب دستی ******************************** همچو یک پنجره در سینه دیوار اتاق تو به من نزدیکی نفس گرم تو بر گونه من محسوس است من و تو در پی هم چه عجولانه به خود می پیچیم گر وصالم خواهی قدمی پیش بیا
منتظرم..............
خدا مرا ز تو نازک بدن جدا نکند
اگر تو میل جدایی کنی خدا نکند
رقیب مقصدش آنست که ما جدا باشیم
خدا به حق علی مقصدش روا نکند *************** درد دل با خدا گفتم که دلبر ما عشوه گر و لونده
گفتا برای قلبت اینگونه چاله کنده
گفتم که یار ما را لوس آفریدی یا رب گفتا گناه مادر بر ما نبندی بنده
گفتم که دم به دم او اخلاق تازه دارد
گفتا تحملش کن بگذر به ناز خنده
گفتم که با غرورش آخر چه سازد این دل
گفتا بگو تکبر در وی بود کشنده
گفتم بگیرم او را در زندگی شریکم
گفتا دلت چه خواهد این قصه ها چرنده
گفتم که دل سپردم از کودکی به عشقش
گفتا دگر چه خواهی بپر که مثل قنده
گفتم که ترسم آخر با دیگری نشیند
گفتا تو را چو خواهد دل بر کسی نبنده
گفتم که دیگری هم دارد نظر به رویش
گفتا برو به سویش آخر تویی برنده
گفتم که جز غم دل چیزی ندارم آخر
گفتا که در زمستان ما دان دهیم پرندهمن و تو

نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۸/۱٠ ساعت ۱٢:٥٧ ق.ظ | لینک ثابت
ممنون که دیشب این هدیه گرانبها رو تقدیمم کردی....
وفتی تو گریه می کنی
غصه اسیرم می کنه
هق هق گریه های تو
یک شبه پیرم می کنه
وقتی تو گریه می کنی
آسمونم ابری میشه
این دلب دیوونه بازم
اسیر بی صبری میشه
وقتی تو گریه می کنی
دنیا رو ماتم میگیره
قناری از گریه تو
یه گوشه تنها میمیره
وقتی تو گریه میکنی
موعد همکاری میشه
وقتی تو گریه میکنی
اشک منم جاری میشه
وقتی تو گریه میکنی
از خدا مرگمو میخوام
کاری ازم بر نمیاد
الهی بشکنه پاهام
وقتی تو گریه میکنی
دنیای من بارونیه
میگم خدای مهربون
این همه غم واسه چیه
وقتی تو گریه میکنی
دلم میخواد داد بزنم
هر کی که رنجونده تو رو
ریششو از جا بکنم
وقتی تو گریه میکنی
مرگ من از راه میرسه
داد میزنم که ای خدا ببین گلم چه بی کسه
اشکای تو چه بی صدا
میریزه روی گونه هات
با هر یه دونه اشک تو
هزار دفه میشم فدات
گل پونه باغ دلم
رفیق تنهایی من
وقتی میخوای گریه کنی
به قلب من سری بزن
ببین که با گریه تو میگیره راه نفسم
خیال نکن که بی کسی
من واسه تو همه کسم
وقتی تو گریه میکنی
شکوه هامو میگم به باد
که به خدا بگه چرا کاری ازم بر نمیاد
میخوام بگم کنارتم در نمیاد ولی صدام
وقتی تو گریه میکنی
کاری ازم بر نمیاد
ممنون از تو
گلم تو برام سنگ تموم گذاشتی....من شرمندتم
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/٥/٧ ساعت ۱٠:٥٥ ق.ظ | لینک ثابت
سلام
بعد از مدتها دوری به همتون سلام میکنم دوستای گلم...
از همتون ممنونم که بهم لطف داشتین و به این کلبه متروکه سر زدین....
به امید خدا اومدم تا دوباره این کلبه رو سر و سامون بدم.
غم غربت نشسته در گلویم...
کسی دیگر نمی آید به سویم
همین است آرزوی آخرینم
خداوندا مریزان آبرویم....
تا بعدنیا.......بدرود
دیشب... دیشب..... دیشب........ .................................. امشب... امشب..... امشب....... فقط گریه ..... فقط گریه....... فقط گریه........ ..................................... دلم تنگ شده بود امشب برای اونی که یه تیکه از قلب منه..... رفتم به تنها یادگارش سر زدم.... آخ که چقدر با این آهنگ گریه کردیم یادته؟؟؟ ###################################### اگه اومدی یه شب کنار میله ها یواش بیا صدا نکن!!! میدونم داری میای بوی خاک تازه میاد مثه صبح دهکده مثه عطر علفها...!!! میبرم دستامو توی میله ها روی انگشتای من تن توبارونه که می باره بیا..... بوی موهات زیر بارون بوی گندمزار نمناک بوی سبزه زار خیس بوی خیس تن تو............ جاده های مهربونی..رگای آبی دستات غم بارون غروب...ته چشمات تو صدات قلب تو شهر گل یاس دست تو بازار خوبی اشک تو بارون روی مرمر دیوارخوبی ای گل آلوده گل من ای تن آلودهء دل پاک دل تو قبلهء این دل تن تو ارزونی خاک.......... تن تو ارزونی خاک............. بوی موهات زیر بارون بوی گندمزار نمناک بوی شوره زار خیس بوی خیس تن خاک............... *********************************** آره گوش کردم و گریه......هنوز باور ندارم رفتنتو میدونی ارزش نداره غرورم رو بیشتر از این خورد کنم... زنگ زدی و بهم گفتی درست کنم اونی رو که خراب کردم.. تو میدونی و من میدونم و خدا که قصدی نداشتم... تو بهتر از هرکسی منو میشناسی میدونی برای بار هزارم به خاطر تو و دل تو ازش عذرخاهی کردم دلم برات تنگ شده میلاد می گفت داری میری خواستگاری؟؟؟ خوشبخت باشی..... خوشبخت باشی..... خوشبخت باشی..... ولی یادت نره خاطره هایی رو که با هم داشتیم... روزایی که تنها بودی و تنها بودم.... شبایی که برام گریه میکردی و من پابه پای تو گریه میکردم..... چقدر درد دل داشتی و چقدر دلت از زمین و زمان پر بود... تو پاکترین انسان روی زمینی گل من... تو بهترینی................................ به خدا هیچ کس دل پاک تو رو به اندازهءمن نمی شناسه... قدر دل پاک و مهربون و صادقت رو بدون.... کاش همیشه دلت شاد باشه..... دوستت دارم به اندازهء خدا........... آره حتی اگه کفر باشه بازم میگم من دوستت دارم به اندازهء خود خدا... قلب تو شهر گل یاس دست تو بازار خوبی اشک تو بارون روی مرمر دیوارخوبی ای گل آلوده گل من ای تن آلودهء دل پاک دل تو قبلهء این دل تن تو ارزونی خاک.......... تن تو ارزونی خاک.............
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/٢/۱٧ ساعت ٢:۱٢ ق.ظ | لینک ثابت
خدایا دارم دیوونه میشم...................................
خدایا خسته ام....
کم آوردم......
دلم واسه منیرای چند سال پیش تنگ شده......
دلم واسه آرامش لک زده خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خسته ام خستهء خسته
احساس می کنم دیگه توان ندارم برای زندگی
حوصله ندارم چرا زندگی من درست نمیشه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه چقدر باید امتحان پس بدم تو رو به نام مقدس خودت منو نجات بده
دیگه بسمه خسته ام خدا خیلی خسته ام
خدا آرامش میخوام آرامش................................
آرامش
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/٢/۱٠ ساعت ٢:٤٧ ق.ظ | لینک ثابت
میخوام امشب با خودم شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی!
بگم ای خدا چرا بختم سیاست
چرا بخت من سیاست؟
تو میدونی!!!!!!!؟
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
ای دیوونه
با توءم آهای دیوونه
دوباره گریه؟
این دفعه چته؟
باز نکنه همون قصه همیشگی؟
آره؟
چرا لالی؟جواب بده!
چرا تنت انقدر سرده؟نکنه مردی؟
ها؟ چی میگی ؟ نمیشنوم بلند تر بگو
از چی میترسی؟
خاک بر سرت از تنهایی؟
...........................................................
سلام به دوستای با وفای گلم....
شرمنده اول سلام نکردم...
مگه این زندگی اعصاب واسه آدم میزاره...
راستی دستای خوبم برای چندمین بار ازتون معذرت میخوام که ناراحتتون میکنم با حرفام...
میدونید تمام زندگی من ختم میشه به بدبختی....تنهایی غم و غصه
میدونید تنهایی واقعا سخته واقعا درده واقعا ...............
چی بگم آخه؟
از صبح تا شب سگ دو بزن آخرش هم بیا خونه یه خونه که مثل گور میمونه تنها تا صبح
هزار تا فکر و خیال بیاد تو سرت...
آهای خانوم سر ماه شده کرایت رو بیار بده....حالا بعد از یک ماه سگ دو زدن کو پول
کرایه؟آقا دو روز به من فرصت بده/نه دیگه یا کرایت و بیار یا اینکه بیا با من..............
ای تف به این زندگی ای لعنت به این زندگی ....ای................به این زندگی
حالا داری از در خونه میری بیرون....بقاله میگه آخی حیف تو نیست با این همه زیبایی
شبا تنها یی؟ میای جوابشو بدی اما دهنت باز نمیشه...سرتو میندازی پایین میری...
قصابه میگه وای سلام خوبی راستی پول آب اومده شما دادی پول آبو؟آخی نازی نداری؟
خوب بیا من بهت میدم خانومی در عوضش شمام به ما بالاخره آره دیگه....
باز میای جواب بدی دهنت باز نمیشه....
چهار قدم پایین تر پسر همسایه طبقه بالایی رو میبینی....
سلام منیرا خانم خوبی آخی امروز انگاری سر حال نیستی کسی چیزی گفته؟
جون من تعارف نکن هر چی میخوای به خودم بگو نا سلامتی من همسایت هستم
راستی میای فردا شب بریم یه جای خوب؟یه چشمک هم حواله میکنه...
باز میای حرف بزنی اما نمیتونی انگار لال شدی...
میرسی به بنگاهی جلوتو میگیره و میگه...سلام دخترم خوبی... باور کن تو جای دختر
منی ماشاالله با این همه کمالات و زیبایی به به به به ...
میگم حاجی چرا به همه تو محل گفتی من مجردم میگه خوب بالاخره ما باید راستشو
بگیم دیگه...حالا مگه طوری شده؟میگم هر کی میرسه یه تیکه به من میندازه...
حاجی میگه غلط کرده هرکی حرفی زده تو بیا صیقه من شو نمیزارم کسی از گل بهت
نازکتر بگه....دیگه داره سرم گیج میره حالم داره به هم میخوره..این که میگفت تو دختر
منی.........
اینا همش میشه یه بغض که میخواد خفم کنه.....
نمیتونم برم سر کار میام خونه تا شب مثل مرده ها می افتم انقدر گریه میکنم که نایی
واسم نمیمونه...
....................................................................
دلم واسه شایان تنگ شده یه زنگ بهش میزنم.....
بوق بوق بوق بوق الو بفرمایید...
سلام شایان جون خوبی؟ممنون شما؟منیرا هستم خوبی هی بد نیستم
شایان دلم گرفته میپرسه چرا؟امروز بقاله اینو گفت قصابه اینو گفت پسر همسایه
حاجی بنگاهی........
میگه خوب که چی من چه کار کنم؟میگم شایان کرایه خونم عقب افتاده ۲۰۰ تومن
بهم بده پس میدم زود.....
میگه ندارم اصلا به من چه...برو ............کن پول در بیار..
دیگه هم به من زنگ نزن سپیده ناراحت میشه
..................................................................................
از همه متنفر میشم اول از همه خودم.... ای خدا تف به این زندگی تف به این
خواهر برادریا... لعنت به هر چی نامرده
....................................................................................
معذرت میخوام بچه ها حالم بده به خدا خیلی هم حالم بده.....
برام دعا کنید ممنون بدرود
سلام به همه دوستای گلم...
ببخشید چند وقت نبودم..آخه درگیرم با مشکلات
اثباب کشی داشتم و یه سری کار دیگه....از همتون ممنونم که برام کامنت گذاشتین...ساره جون
آدرس وبت رو ندارم همچنین عسل و یلدا جون آدرس شما رو هم ندارم...امیرحسین ببخش که
اسمتو اشتباهی احمد زدم...خلاصه همتون ببخشید دیگه..
میثم جون شرمنده که تلفنم رو رو منشی گذاشتم آخه درگیر بودم و نمیتونستم جواب بدم ...وارینا
از تو هم معذرت میخوام که یه کم اذیتت کردم...
رویا جون عزیز مرصی که به یادم بودی و اس ام اس فرستادی برام...دلم برات تنگ شده...
شایان جون دلم واسه تو هم تنگ شده...عرشیا خیییییییییییلییییییییییی دلم واست تنگ شده...
و اما اصل کاری امیر آقای گل شرمنده که جواب تلفنت رو ندادم معذرت امیدوارم مشکلاتت حل
بشه....
آخی فک کنم تموم شد.....
خوب دیگه اینم از این...
حالا دیگه من برم .فقط بچه ها همتون برام دعا کنید که به دعا محتاجم...همتون مهربونیت خدا
صداتونو میشنوه
فعلا بدرود.......................
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٧/۱/٢٥ ساعت ۳:٢۳ ق.ظ | لینک ثابت
تا حالا اشک ریختی؟
تا حالا شده بشینی زار زار به حال خودت گریه کنی؟
تا حالا شده اونقدر غم و غصه داشته باشی که دیگه خودتو فراموش کنی؟
تا حالا شده تنها باشی؟تنهای تنها؟؟؟
........
خواهرم عزیزم عزیزم عزیزم.....
برای خودم متاسفم برای خود احمقم متاسفم که برات نمیتونم کاری کنم...
فاطیما جان عزیزم قربونت برم فدای تو بشم کاش من جای تو زجر میکشیدم...
من تموم درداتو به جون میخرم خواهر....
چرا غمگینی؟فدای اشکات چرا چرا به سرت این اومد؟
چرا من نمیتونم کاری کنم خداااااااااا
خدا چرا چرا چرا........
دیشب چقدر گریه کردم چقدر چقدر....خدا چرا صدامو نمیشنوی؟
کمک فاطیما کن خدایا خواهرمو از دست این همه غم رهایی بده....
.....................................
دیشب هزار بار جواب آزمایشم رو دیدم هزار بار نقطه هاشم نگاه کردم
مثل ابر بهار باریدم.........
گریه کردم و نالیدم...
خدایا رسم زمونه اینه؟من ازت مرگ خواستم دادی اونم با زجر...
حالا ازت میخوام فاطیما رو خوشبخت کنی خدایا اون تنها ۱۷ سالشه واسه این غصه ها
خیلی جوونه
خدایا تو که دعای منو مستجاب کردی تو که این بیماری لعنتی رو به من هدیه دادی هزار بار به
خاطر این بیماری شکرت کردم...
حالا خواهرمو نجات بده خدایا کمکش کن....
وقتی شایان با دکترم حرف زد وقتی اون بهش گفت من سرطان دارم فکر نمیکردم واسم گریه
کنه ....وقتی دیشب اومد تو اتاقم و بهم گفت تموم دنیا رو میدم تا تو خوب بشی تازه فهمیدم
واسه یکی مهمم...
خدایا قسم به این لحظات پاک تو رو به آبروی حضرت زهرا خواهرمو نجات بده.....
منو ببر من دیگه این زندگی رو نمیخوام اما اونو نجات بده
خدایا من تحمل اشکاشو ندارم....
خدایا منو ببر اما اونو نجات بده التماس میکنم
خدایا تا دلی نشکنه اشکی جاری نمیشه ...به همین قطره های اشکم قسمت میدم
من از تو فقط خواهرمو میخوام......
خدایا من به مرگ راضیم ........................
مرگم دادی به خواهرم شادی بده..
به خواهرم کمک کن خدایا
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ ساعت ۱۱:٠٦ ب.ظ | لینک ثابت
بهارتون گلبارون
سالتون عالی دلتون شاد زندگیاتون بی غم........
......٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪..............
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ ساعت ۱٠:٢٩ ب.ظ | لینک ثابت
عجب دنیایی شده
وقت گرفتاری هر شب از خدا آرزوی مرگ میکردم
اما حالا که انگار دعام مستجاب شده از مرگ میترسم ...حالا که خدا
واسه یه بارم که شده صدامو شنیده از مرگ میترسم....................
خیلی میترسم.....
خدایا من از مرگ میترسم...
دوستای گلم به همتون سلام میگم ...شاید یه سلام گرم از لبایی سرد و بی جون
دوستای گلم برام دعا کنید .....کاش میتونستم بگم چه دردی توی این دل منه
کاش هیچ وقت به دنیا نمی امدم که بخوام امروز این طور عذاب بکشم
کاش هیچ وقت ...........................
کاش همه چیز یه خواب باشه
کاش طفلک این دلم بی مادر نشه...
طفلکم دلم برای بی مادریت میسوزه من مادر خوبی نبودم.....
تو در کنار پدرت خوشبخت خواهی شد

کودکم مادرت دیگر رفتنیست
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٦/۱٢/۱۸ ساعت ۳:٥٠ ب.ظ | لینک ثابت
روز تولد تو میلاد عشق پاکه
برای شکر این روز پیشونیم به خاکه

میدونی عشقم من دوست دارم
و نمیدونم چرا تو انقدر عزیزی واسم
میخواستم واست سنگ تموم بزارم
اما نمیدونم چرا نمیشه تو رو با
هیچی خوشحال کرد
عزیزترین کس و همه وجودم
دوستت دارم چه با من باشی چه
بدون من خوشبختی تو رو آرزو دارم

شایان جون فقط میگم تولدت مبارک

موفق باشی گلم
ََََََََََََََََََ
ََ
نوشته شده توسط منيرا در ۱۳۸٦/۱٢/٧ ساعت ۸:۳٦ ب.ظ | لینک ثابت